کتیبه ی شکسته
1
بزرگترین هنرمند زندگی
رفتگر کوچه است
ببین چگونه با یک تکه چوب
برگ های مغرور هزار رنگ را
به رقص در آورده!
2
همچون انگور،
باور کنیم که درد و رنج زندگی
تنها برای آن است که روزی
همگی شراب شویم!
3
عشق تو چون باد،
که سالیان درازست
سر بلند نکرده اند؟
4
آهای کودک خوشحال!
«این گونه زندگی بس سخت و
طاقت فرساست»
و کودک بی اعتنا به نصیحتم
هم چنان سر سره را بر عکس
بالا می رود...
5
نگاه تو
رخصت پرواز است
برای یک مرغ ِعاشق ِ خانگی.
6
از سپیدار
سپیدی و پاکی را ربودند
تا ازو داری باقی ماند
سخت و سیاه!
«سحر سخایی»